تبلیغات
.:::۩:::. - چرا شیعه شدی
.:::۩:::.
لطفا تا زمان بارگزاری کامل وبلاگ صبر کنید
دوشنبه دهم فروردین 1388

چرا شیعه شدی

دوشنبه دهم فروردین 1388

نوع مطلب :تحقیق و بررسی، 
نویسنده :محسن

محدث نورى مى نویسد : در سال 1317 هجرى قمرى ، یك خانواده سنى در نجف اشرف به مذهب شیعه گرویدند. چون این كار عجیب و استثنایى بود، من از رئیس خانواده خواستم كه ماجرا را با قلم خودش ‍ بنویسد.
رئیس خانواده ، سید عبدالحمید نام داشت . وى خطیب و قارى قرآن و در نجف اشرف كتابفروشى داشت . او، ماجراى شیعه شدن خود و خانواده اش ‍ را چنین نوشت : روزى زن یكى از ملایان به سر درد شدیدى مبتلا گردید، بطورى كه از خواب و خوراك افتاد و بعد از مدتى بى خوابى ، دو چشمش ‍ نیز كور شد. وقتى خانواده زن در درمان او درمانده و ناامید شدند به من مراجعه كرده و چاره خاستند. من گفتم : بیمارى او علاجى ندارد. مگر این كه امیرالمؤ منین كه حلال مشكلات است ، كارى كند. شب وقتى حرم خلوت شد، او را به حرم ببرید و دست به دامن امیرالمؤ منین شوید.
اتفاقا آن شب ، درد زن كم شد و پس از چند شبانه روز بى خوابى به خواب عمیقى فرو رفت . در عالم خواب دید كه مى خواهد به حرم على علیه السلام برود. در این حال ، شخصى نورانى و روحانى به وى نزدیك شد و فرمود: «اى زن ، راحت باش . خوب مى شوى ». زن عرض كرد: آقا، شما كى هستید؟ او فرمود: من مهدى آل محمد هستم . زن از خواب بیدار شد، هنوز چشمانش نابینا بود ولى آرامشى عجیب یافته بود. صبح چهارشنبه از خانواده اش خواست كه او را به «وادى السلام » و «مقام حضرت مهدى (عج ») ببرند. مادر، خواهر و بستگانش او را به آنجا بردند. او در محراب نشست و شروع به گریه و زارى و استغاثه به حضرت مهدى (عج ) نمود، طورى كه بیهوش شد و از حال رفت . در آن حال دید كه دو آقاى نورانى كه یكى از آنها را قبلا دیده بود، نزد او آمدند. یكى از آنان به او فرمود: راحت باش ، خداوند به تو شفا داد.
زن عرض كرد: شما كى هستید؟ آقا فرمود: من على بن ابیطالب هستم و این فرزندم مهدى است . زن به هوش آمد، متوجه شد كه بینا شده است و همه جا را مى بیند. از شادى فریاد كشید: مادر، شفا یافتم .
او را شادى كنان به شهر آوردند. پس از این معجزه ، آن خانواده و عده دیگرى از اهل سنت ، به مذهب شیعه گرویدند.

منبع : ایمان ج اول ص 81



برای تبادل لینک پیغام بزارید

آخرین پستها